حتی اگر نباشی....
می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
تابم بی آنچناکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
با یسته ای چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني
شايد امشب سوزش اين زخم ها راکم کنی
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم كني

گريه نكن به خدا تورو دوست دارمت اي خدا كاري بكن
تا بفهمه چقدر براش ميميرم
ميدوني؟
جون مني
عشق مني
تو چشام نگاه كن تا بهت بگم تو مال مني
تو چشام نگاه كن تا بهت بگم تو عمر مني
چقدر مي خوامت
دوست دارم![]()


